داستان شما، داستان ما
گیجی و سردرگمی
هی، میدونم چطوره وقتی پشت میزت نشستی و دور و برت پر از کاغذهای بههمریخته، ایمیلهای نخونده و کلی کاره که نمیدونی از کجا شروع کنی. انگار یه عالمه علامت سؤال بالای سرته و ذهنت قفل کرده. خودمونم این حسو داشتیم!
تمرکز روی دفتر
حالا یه لحظه تصور کن یه دفترچه برمیداری که کاراتو توش بنویسی. یه کم بهتره، نه؟ ولی بازم گیجکنندهست. کدوم کار اول؟ کدوم مهمتره؟ اینجا آینده ما وارد میشه!
سردرگمی با دفتر
ولی دفتر تودو لیست هم محدودیتهایی داره. نمیتونی اولویتها رو مشخص کنی، نمیتونی زمانبندی کنی و نمیتونی دستهبندی کنی. بازم گیجکنندهست!
الهام و اقدام
فقط کافیه وارد آینده ما بشی و کاراتو وارد کنی. یهو میبینی ذهنت باز شده، علامت سؤالها غیبشون زده و جای همه چی معلومه. هر کاری که تیک میزنی، حس میکنی یه قدم به هدفت نزدیکتر شدی. این همون حس کنترل و آرامشیه که دنبالشی!